مامانی دندون نو مبارک
شنبه 8/5/90 از سرکار اومدم خیلی خوابم میومد. امیرعلی رو کنارم خوابوندم که بخوابه وای که چقدر اذیت کرد و غر زد و نمیخوابید. حرصم دراومده بود. خودم چشام باز نمیشد. یه دفعه چشمم افتاد به لثه هاش دیدم لثه های کوچولوش باد کرده و سفید شده رو لثه اش دست کشیدم دیدم بععععععععععععله فندق مامان دندون دار شده. دیگه خوابم پرید به بابا امیر sms دادم که بیا و ببین پسر گلی دندون درآورده. فندق مامان دیگه همش دندونش رو به رخمون میکشه. هی میخنده و دندونش رو به ما نشون میده مامان قربون اون دندونت بشه.
نویسنده :
سمانه
12:05








