امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 15 روز سن داره

امیر علی عشق مامان و بابا

خدایا شکرت دارم مامان میشم

من و بابا امیر تصمیم گرفتیم بعد از 3 سال نی نی دار بشیم تا زندگیمون قشنگتر از قبل بشه. تازه از کیش اومده بودیم. روز 17 اردیبهشت بود قبل از اینکه برم سرکار یه بی بی چک گذاشتم البته به بابایی نگفتم چون دعوام میکرد که عجله میکنم. خلاصه دیدم جواب مثبت شد خیلی خوشحال شدم بابایی رو از خواب بیدار کردم که این خبر خوش رو بهش بدم. خدایا شکرت
1 مرداد 1390

کاکل به سر یا فرشته خانم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

قرار بود بریم سونوگرافی تا ببینیم فندق مامان پسر یا دختر با بابایی رفتیم بعد از 2 ساعت که نشستیم بالاخره نوبتمون شد دکتر لاریجانی کلی اینور و اونور کرد و گفت وروجک پاهاشو بسته هیچی معلوم نیست کلی پکر شدیم البته گفت به احتمال 70 درصد دختره اومدم بلند بشم که گفت بذار یه بار دیگه ببینم دوباره دستگاه رو گذاشت رو شکمم که گفت بلللللللللللللللللللله صد در صد یه پسر کاکل زری هوررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررا قند تو دل مامان آب شد بابایی گفت وقتی دکتر گفت پسره چشمات برق زد نمیدونم شاید به خاطر اینکه بالاخره فهمیدم نی نی خوشگلم پسره یا دختر خوشحال شدم. ...
1 مرداد 1390

بدون عنوان

با بابا امیر رفتیم سونو گرافی پیش دکتر لاریجانی صدای قلب کوچولوت رو شنیدیم. خدایا چه حس خوبی داشتم وقتی صدای قلبت رو شنیدم گریم گرفت. ضربان قلب 167. فندق مامان فقط قلب داشتی کوچولو. قربون اون قلب مهربونت. بوسسسسسسسسسسسسسسس.
1 مرداد 1390