یه فرشته کوچولو اومد تو بغلمون. خدایا ممنون
وقتی داشتم میرفتم تو اتاق عمل خیلی میترسیدم ولی به خدا توکل کردم. دکتر بیهوشی سوزن رو بهم نشون داد تا ترسم بریزه. همه پرسنل اتاق عمل خانم بودن و این خیلی خوب بود.
وقتی سوزن رو بهم زدن واقعا هیچی حس نکردم. از کمر به پایین بی حس شدم دکتر احمدیان پور و دکتر ممیشی (دکتر امیر علی) با هم صحبت میکردن که یه دفعه صدای گریه فرشته کوچولو پیچید تو اتاق عمل وای خدایا اصلا باورم نمیشد.
پرستار امیرعلی رو آورد و چسبوند به صورت و من فقط گریه میکردم و خدا رو شکر میکردم.
لحظه شماری میکردم که هر چه زودتر بابا امیر رو ببینم دلم براش تنگ شده بود.
خلاصه ساعت 4 من رو آوردن تو بخش.
امیرعلی کوچولوی ما با وزن 3325 و قد 49 بیمارستان بهمن به دنیا اومد.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یه فرشته کوچولو اومد تو بغلمون. خدایا ممنون
