پسر گلم دیگه مرد شده می می نمیخوره
روز ١٠ آذر بود که دیگه دیدم واقعا ازشیر دادن خسته شدم. از اینکه تا صبح رو پهلو بخوابم و پسر کوچولو شیر بخوره خسته شده بودم. صبح هم با اون همه خستگی باید میرفتم سرکار.
روز جمعه تصمیم گرفتم امتحان کنم و ببینم میتونم امیرعلی رو از شیر بگیرم یا نه؟
از خواب که بیدار شد گفت می می میخوام. منم نشستم کنارش و گفتم پسرم تو دیگه مرد شدی قدت بلند شده ببین من دیگه بزرگ شدم می می نمیخورم. کلی براش توضیح دادم و البته از ابزار دیگه مثل زردچوبه هم استفاده کردم و بهش نشون دادم که می می مامانا وقتی بچه ها بزرگ میشن و مرد میشن اوف میشه
پسرم خیلی ناراحت شد تا دو روز اول فقط به من چسبیده بود من هم کل روز رو فقط بغلش کردم و نوازشش کردم. تقریبا تا ٣-٤ روز هم همون غذایی که میخورد هم نخورد.
ولی خدا رو شکر کم کم خوب شد و الان هم تقریبا از سرش افتاده. دیگه پسرم مرد شده ماشالا. 


پسر گلم دیگه مرد شده می می نمیخوره
